porträthaft
پرترهمانند، شبیه به پرتره
Bedeutungen
1
شبیه به یک پرتره، به خصوص از نظر دقت در نمایش چهره یا ظاهر.
- Das Gemälde war porträthaft und zeigte jedes Detail.نقاشی پرترهمانند بود و هر جزئیاتی را نشان میداد.
- Seine Beschreibung war so genau, dass sie fast porträthaft wirkte.توصیف او آنقدر دقیق بود که تقریباً پرترهمانند به نظر میرسید.
- Die Wachsfigur war erstaunlich porträthaft.مجسمه مومی به طرز شگفتآوری پرترهمانند بود.