porträthaft

Aussprache: /pɔʁˈtʁɛːthaft/
Worttrennung: por·trät·haft
صفت

پرتره‌مانند، شبیه به پرتره

Bedeutungen

1

شبیه به یک پرتره، به خصوص از نظر دقت در نمایش چهره یا ظاهر.

  • Das Gemälde war porträthaft und zeigte jedes Detail.نقاشی پرتره‌مانند بود و هر جزئیاتی را نشان می‌داد.
  • Seine Beschreibung war so genau, dass sie fast porträthaft wirkte.توصیف او آنقدر دقیق بود که تقریباً پرتره‌مانند به نظر می‌رسید.
  • Die Wachsfigur war erstaunlich porträthaft.مجسمه مومی به طرز شگفت‌آوری پرتره‌مانند بود.