porzin
خوکمانند، مربوط به خوک
Bedeutungen
1
شبیه به خوک در ظاهر یا رفتار؛ خوکمانند.
- Der Hund hatte eine porzine Schnauze.سگ پوزهای خوکمانند داشت.
- Seine Essgewohnheiten waren geradezu porzin.عادات غذایی او تقریباً خوکمانند بود.
- Das kleine Tier hatte ein porzin anmutendes Gesicht.آن حیوان کوچک صورتی شبیه به خوک داشت.
2
مربوط به خوکها یا پرورش خوک.
- Die porzine Industrie ist ein wichtiger Wirtschaftszweig.صنعت خوکداری یک بخش مهم اقتصادی است.
- Er untersuchte die porzine Krankheiten in der Region.او بیماریهای مربوط به خوک را در منطقه بررسی کرد.
- Die porzine Landwirtschaft erfordert spezielle Kenntnisse.کشاورزی مربوط به خوک به دانش تخصصی نیاز دارد.