herumposaunen
جار زدن، با صدای بلند اعلام کردن، فاش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas herumposaunen)
خبری را با صدای بلند و به صورت عمومی پخش کردن، جار زدن، فاش کردن (اغلب با مفهوم منفی که نباید پخش میشد).
- Er musste die Neuigkeit nicht gleich in der ganzen Stadt herumposaunen.او لازم نبود این خبر را فوراً در سراسر شهر جار بزند.
- Sie hat die geheime Information sofort herumposaunt, obwohl sie es versprochen hatte zu verschweigen.او فوراً اطلاعات مخفی را فاش کرد، هرچند قول داده بود که آن را مخفی نگه دارد.