poschieren
آبپز کردن (تخم مرغ و غیره)، پختن در آب جوش
Beispiele
- Das Ei wird ''poschiert,تخم مرغ «آبپز میشود
Bedeutungen
1
Akkusativ
آبپز کردن (غذا مانند تخممرغ یا ماهی) در مایع داغ و بدون جوشاندن
- Wir werden die Eier für das Frühstück poschieren.ما تخممرغها را برای صبحانه آبپز خواهیم کرد.
- Der Koch poschierte den Lachs in einem Kräuterfond.آشپز ماهی سالمون را در عصاره گیاهی آبپز کرد.