posen
ژست گرفتن، خودنمایی کردن
Beispiele
- Er hat für das Fotoshooting mit einem echten Jaguar ''gepost.او برای عکاسی با یک جگوار واقعی «ژست گرفت».
- Die Models sollen ''posen,'' aber dabei nicht zu ernst dreinblicken. Kurzum: Es sollte eine Leichtigkeit und Unbeschwertheit im Bild mitschwingen.مدلها باید «ژست بگیرند»، اما نباید خیلی جدی به نظر برسند. به طور خلاصه: باید سبکی و بیخیالی در تصویر موج بزند.
Bedeutungen
1
intransitiv
حالت خاصی برای عکس گرفتن یا جلب تحسین به خود گرفتن، ژست گرفتن، فیگور گرفتن.
- Die Models posen für die Kamera.مدلها برای دوربین ژست میگیرند.
- Er posierte vor dem Denkmal.او جلوی بنای یادبود ژست گرفت.
2
intransitiv
به شکلی تصنعی و اغراقآمیز رفتار کردن برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران، خودنمایی کردن (با بار منفی).
- Er posiert immer als der große Künstler.او همیشه در نقش هنرمند بزرگ خودنمایی میکند.
- Hör auf zu posen und sei einfach du selbst!دست از خودنمایی بردار و فقط خودت باش!