فعل
با انرژی زیاد کار کردن، حمایت کردن با قدرت
معانی و تعاریف powern:
- با انرژی و قدرت زیاد کار کردن یا فعالیت کردن، سخت تلاش کردن
- به کسی انرژی دادن، تقویت کردن (معمولاً در زمینه ورزشی یا کاری)
جملات نمونه برای powern:
„Die Gewerkschaften ''powern'' wegen mehr Lohn und wegen der Verkürzung der Arbeitszeit.“
«اتحادیهها برای دستمزد بیشتر و کاهش ساعات کاری با قدرت تلاش میکنند.»
Er hat den ganzen Tag im Garten gepowert.
او تمام روز را در باغ سخت کار کرد.
Nach dem Sport fühle ich mich richtig ausgepowert.
بعد از ورزش، واقعاً احساس خستگی مفرط میکنم (انرژیام تمام شده است).