präferieren
ترجیح دادن
Beispiele
- Ich ''präferiere'' schwarze Möbel.من مبلمان مشکی را ترجیح میدهم.
- Es ist für viele wahlentscheidend, auf welchen Gegner sich die ''präferierte'' Partei einlassen würde.برای بسیاری در تعیین رأی مهم است که حزبِ ترجیحدادهشده با چه رقیبی وارد ائتلاف خواهد شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
ترجیح دادن چیزی یا کسی بر دیگری (رسمیتر از "bevorzugen")
- Ich präferiere Kaffee gegenüber Tee.من قهوه را به چای ترجیح میدهم.
- Viele Kunden präferieren Online-Shopping.بسیاری از مشتریان خرید آنلاین را ترجیح میدهند.