präfigurieren

Aussprache: /pʁɛafiɡuˈʁiːʁən/
Worttrennung: prä·fi·gu·rie·ren
فعل

پیش‌نمایش کردن، پیش‌بینی کردن، از قبل نشان دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas präfigurieren)

چیزی را از پیش نشان دادن، به عنوان یک الگو یا پیش‌درآمد برای چیزی که قرار است اتفاق بیفتد.

  • Das alte Symbol präfigurierte die spätere Entwicklung.نماد قدیمی، تحول بعدی را پیش‌بینی می‌کرد.
  • Diese Ereignisse präfigurieren eine größere Veränderung.این رویدادها نشان‌دهنده یک تغییر بزرگتر هستند.