präfigurieren
پیشنمایش کردن، پیشبینی کردن، از قبل نشان دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas präfigurieren)
چیزی را از پیش نشان دادن، به عنوان یک الگو یا پیشدرآمد برای چیزی که قرار است اتفاق بیفتد.
- Das alte Symbol präfigurierte die spätere Entwicklung.نماد قدیمی، تحول بعدی را پیشبینی میکرد.
- Diese Ereignisse präfigurieren eine größere Veränderung.این رویدادها نشاندهنده یک تغییر بزرگتر هستند.