präklinisch

Aussprache: /pʁɛˈkliːnɪʃ/
Worttrennung: prä·kli·nisch
صفت

پیش‌بالینی، پیش از مرحله بالینی

Bedeutungen

1

مرحله‌ای از تحقیق و توسعه دارویی یا درمانی که قبل از آزمایش بر روی انسان‌ها (مرحله بالینی) انجام می‌شود، معمولاً شامل آزمایش‌های آزمایشگاهی و بر روی حیوانات.

  • Das Medikament befindet sich noch in der präklinischen Phase der Entwicklung.این دارو هنوز در مرحله پیش‌بالینی توسعه قرار دارد.
  • Die präklinischen Studien zeigten vielversprechende Ergebnisse.مطالعات پیش‌بالینی نتایج امیدوارکننده‌ای را نشان دادند.
  • Bevor ein neues Gerät zugelassen wird, sind präklinische Tests erforderlich.قبل از تأیید یک دستگاه جدید، آزمایش‌های پیش‌بالینی لازم است.