präkomatös

Aussprache: /pʁɛkomaˈtøːs/
Worttrennung: prä·ko·ma·tös
صفت

پیشاکما (پزشکی)

Bedeutungen

1

مرحله‌ای در پزشکی که قبل از به کما رفتن بیمار رخ می‌دهد و نشانه‌های اولیه کاهش سطح هوشیاری را نشان می‌دهد.

  • Der Patient befand sich in einem präkomatösen Zustand.بیمار در وضعیت پیشاکما قرار داشت.
  • Die Ärzte erkannten die präkomatösen Anzeichen frühzeitig.پزشکان علائم پیشاکما را به موقع تشخیص دادند.
  • Eine präkomatöse Phase kann durch bestimmte Medikamente beeinflusst werden.یک فاز پیشاکما می‌تواند تحت تأثیر داروهای خاصی قرار گیرد.