präliminär
مقدماتی، موقتی، پیشدرآمدی
Bedeutungen
1
انجام شده قبل از اقدام اصلی، مقدماتی، اولیه یا موقت.
- Wir haben nur eine präliminäre Untersuchung durchgeführt.ما فقط یک بررسی مقدماتی انجام دادیم.
- Die präliminären Ergebnisse sind vielversprechend.نتایج اولیه امیدوارکننده هستند.
- Es handelt sich um einen präliminären Entwurf, der noch geändert werden kann.این یک پیشنویس مقدماتی است که هنوز قابل تغییر است.