präliminieren
پیشبینی کردن، به طور موقت تعیین کردن
Beispiele
- So seien dafür 100 Millionen Euro ''präliminiert'' worden, tatsächlich hätten sie aber 370 Millionen ausgemacht und 2004 würden statt 400 Millionen tatsächlich 750 Millionen ausgegeben.بنابراین ۱۰۰ میلیون یورو برای آن پیشبینی شده بود، در حالی که در واقع ۳۷۰ میلیون یورو هزینه شده بود و در سال ۲۰۰۴ به جای ۴۰۰ میلیون یورو، ۷۵۰ میلیون یورو هزینه شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مقدمات چیزی را فراهم کردن یا آن را از قبل تعیین کردن.
- Die Kommission präliminierte die Ergebnisse der Studie.کمیسیون نتایج مطالعه را پیشبینی کرد.
- Man muss die Kosten präliminieren, bevor man mit dem Projekt beginnt.باید هزینهها را قبل از شروع پروژه پیشبینی کرد.