pränatal

Aussprache: /ˌprɛːnaˈtaːl/
Worttrennung: prä·na·tal
صفت

پیش از تولد، جنینی، دوران بارداری

Bedeutungen

1

مربوط به دوره قبل از تولد نوزاد؛ در دوران بارداری.

  • Pränatale Untersuchungen sind wichtig für die Gesundheit des Kindes.چکاپ‌های پیش از تولد برای سلامت کودک مهم هستند.
  • Die Mutter erhielt pränatale Vitamine während der Schwangerschaft.مادر در دوران بارداری ویتامین‌های پیش از تولد دریافت کرد.
  • Es gibt verschiedene pränatale Tests, um mögliche Probleme zu erkennen.آزمایش‌های پیش از تولد مختلفی برای تشخیص مشکلات احتمالی وجود دارد.