präpotent

Aussprache: /prɛpoˈtɛnt/
Worttrennung: prä·po·tent
صفت

مغرور، متکبر، خودبزرگ‌بین، پرادعا

Bedeutungen

1

دارای رفتار یا نگرش متکبرانه، خودپسندانه و احساس برتری نسبت به دیگران.

  • Sein präpotentes Auftreten machte ihn bei vielen unbeliebt.رفتار متکبرانه او باعث شد که نزد بسیاری منفور شود.
  • Er hat eine präpotente Art, die andere leicht verärgert.او روشی خودبزرگ‌بینانه دارد که به راحتی دیگران را عصبانی می‌کند.
  • Die präpotente Haltung des Managers führte zu Konflikten im Team.نگرش پرادعای مدیر منجر به درگیری در تیم شد.