präpotent
مغرور، متکبر، خودبزرگبین، پرادعا
Bedeutungen
1
دارای رفتار یا نگرش متکبرانه، خودپسندانه و احساس برتری نسبت به دیگران.
- Sein präpotentes Auftreten machte ihn bei vielen unbeliebt.رفتار متکبرانه او باعث شد که نزد بسیاری منفور شود.
- Er hat eine präpotente Art, die andere leicht verärgert.او روشی خودبزرگبینانه دارد که به راحتی دیگران را عصبانی میکند.
- Die präpotente Haltung des Managers führte zu Konflikten im Team.نگرش پرادعای مدیر منجر به درگیری در تیم شد.