präprandial

Aussprache: /pʁɛpʁanˈdi̯aːl/
Worttrennung: präpran·di·al
صفت

پیش از غذا، قبل از وعده غذایی

Bedeutungen

1

مربوط به زمان قبل از صرف غذا یا وعده غذایی. این واژه عمدتاً در اصطلاحات پزشکی و دارویی به کار می‌رود.

  • Der Arzt empfahl, den Blutzucker präprandial zu messen.پزشک توصیه کرد که قند خون قبل از غذا اندازه‌گیری شود.
  • Die Einnahme des Medikaments sollte präprandial erfolgen.مصرف دارو باید قبل از غذا انجام شود.
  • Die präprandiale Ruhephase ist wichtig für die Verdauung.دوره استراحت قبل از غذا برای هضم مهم است.