prärogativ
دارای حق تقدم، دارای امتیاز ویژه
Bedeutungen
1
به معنای داشتن یک حق یا امتیاز انحصاری که معمولاً به موقعیت یا مقام خاصی تعلق دارد.
- Es ist das prärogative Recht des Geschäftsführers, über neue Projekte zu entscheiden.این حق انحصاری مدیر عامل است که در مورد پروژههای جدید تصمیم بگیرد.
- Die Ernennung neuer Mitarbeiter ist ein prärogatives Recht der Personalabteilung.انتصاب کارکنان جدید یک حق ویژه بخش منابع انسانی است.
- Der König behielt sich das prärogative Recht vor, Gesetze zu erlassen.پادشاه حق ویژه وضع قوانین را برای خود محفوظ داشت.