präsidiabel

Aussprache: /pʁɛziˈdi̯aːbl̩/
Worttrennung: prä·si·dia·bel
صفت

شایسته ریاست جمهوری، مناسب برای ریاست جمهوری

Bedeutungen

1

شایسته و مناسب برای احراز مقام ریاست جمهوری؛ دارای صفات و صلاحیت‌های لازم برای رهبری کشور.

  • Der erfahrene Politiker gilt als präsidiabel für das höchste Amt im Staat.آن سیاستمدار باتجربه به عنوان فردی شایسته برای بالاترین مقام در کشور تلقی می‌شود.
  • Obwohl er beliebt ist, zweifeln einige an seiner präsidiablen Eignung.اگرچه او محبوب است، اما برخی به شایستگی او برای ریاست جمهوری شک دارند.
  • Die Wahlkommission prüft, ob alle Kandidaten präsidiabel sind.کمیسیون انتخابات بررسی می‌کند که آیا همه نامزدها شایسته ریاست جمهوری هستند یا خیر.