prätendieren
ادعا کردن، مدعی بودن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ / zu + Infinitiv
ادعای چیزی را داشتن، وانمود کردن که چیزی هستی یا چیزی را داری (اغلب با مفهوم نادرست یا بیاساس بودن ادعا).
- Er prätendiert auf Wissen, das er nicht besitzt.او ادعای دانشی را دارد که از آن برخوردار نیست.
- Sie prätendiert, die Beste in ihrem Fach zu sein.او مدعی است که بهترین در رشته خود است.