prävenieren
جلوگیری کردن، پیشگیری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
از وقوع چیزی ناخوشایند جلوگیری کردن؛ پیشگیری کردن
- Maßnahmen zur Prävention sollen Krankheiten prävenieren.اقدامات پیشگیرانه باید از بیماریها جلوگیری کنند.
- Es ist wichtig, Konflikte frühzeitig zu prävenieren, um Eskalation zu vermeiden.مهم است که از درگیریها در مراحل اولیه پیشگیری شود تا از تشدید آن جلوگیری شود.