präventiv

Aussprache: /pʁɛvɛnˈtiːf/
Worttrennung: prä·ven·tiv
صفت

پیشگیرانه، بازدارنده

Bedeutungen

1

اقداماتی که برای جلوگیری از وقوع یک اتفاق ناخواسته یا مضر انجام می‌شود.

  • Die Regierung hat präventive Maßnahmen ergriffen, um die Ausbreitung der Krankheit zu verhindern.دولت برای جلوگیری از شیوع بیماری، اقدامات پیشگیرانه‌ای را انجام داده است.
  • Eine präventive Wartung kann teure Reparaturen in der Zukunft vermeiden.نگهداری پیشگیرانه می‌تواند از تعمیرات پرهزینه در آینده جلوگیری کند.
  • Er nimmt regelmäßig an präventiven Gesundheitschecks teil.او به طور منظم در چکاپ‌های بهداشتی پیشگیرانه شرکت می‌کند.