präzise

Aussprache: /pʁɛˈt͡siːzə/
Worttrennung: prä·zi·se
صفت

دقیق، موشکافانه، سنجیده

Bedeutungen

1

کاملاً دقیق و بدون خطا؛ با جزئیات کامل و سنجیده.

  • Die Messung muss präzise sein.اندازه‌گیری باید دقیق باشد.
  • Er gab eine präzise Beschreibung des Vorfalls.او شرح دقیقی از حادثه ارائه داد.
  • Die Uhrzeit ist sehr präzise eingestellt.زمان بسیار دقیق تنظیم شده است.
2

به طور واضح و مشخص بیان شده؛ بدون ابهام.

  • Bitte formulieren Sie Ihre Wünsche präzise.لطفاً خواسته‌های خود را به طور دقیق بیان کنید.
  • Die Anweisungen waren kurz und präzise.دستورالعمل‌ها کوتاه و دقیق بودند.
  • Er hat eine präzise Vorstellung davon, was er will.او تصور دقیقی از آنچه می‌خواهد دارد.