gegenprüfen
مجدداً بررسی کردن، تطبیق دادن، راستیآزمایی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas gegenprüfen)
چیزی را برای اطمینان از صحت و درستی آن، دوباره بررسی کردن.
- Ich muss die Zahlen noch einmal gegenprüfen.من باید اعداد را دوباره بررسی کنم.
- Der Arzt ließ die Ergebnisse im Labor gegenprüfen.پزشک اجازه داد نتایج در آزمایشگاه دوباره بررسی شوند.
2
Akkusativ (etwas) mit + Dativ (etwas anderem)
چیزی را با منبع یا مرجع دیگری مقایسه و تطبیق دادن تا از صحت آن مطمئن شد.
- Wir müssen die Angaben im Bericht gegenprüfen mit den Originaldokumenten.ما باید اطلاعات گزارش را با اسناد اصلی تطبیق دهیم.
- Sie hat ihre Notizen gegengeprüft mit den Aufzeichnungen des Vortrags.او یادداشتهایش را با ضبط سخنرانی مقایسه کرد.