gegenprüfen

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩ˌpʁyːfn̩/
Worttrennung: ge·gen·prü·fen
فعل

مجدداً بررسی کردن، تطبیق دادن، راستی‌آزمایی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas gegenprüfen)

چیزی را برای اطمینان از صحت و درستی آن، دوباره بررسی کردن.

  • Ich muss die Zahlen noch einmal gegenprüfen.من باید اعداد را دوباره بررسی کنم.
  • Der Arzt ließ die Ergebnisse im Labor gegenprüfen.پزشک اجازه داد نتایج در آزمایشگاه دوباره بررسی شوند.
2 Akkusativ (etwas) mit + Dativ (etwas anderem)

چیزی را با منبع یا مرجع دیگری مقایسه و تطبیق دادن تا از صحت آن مطمئن شد.

  • Wir müssen die Angaben im Bericht gegenprüfen mit den Originaldokumenten.ما باید اطلاعات گزارش را با اسناد اصلی تطبیق دهیم.
  • Sie hat ihre Notizen gegengeprüft mit den Aufzeichnungen des Vortrags.او یادداشت‌هایش را با ضبط سخنرانی مقایسه کرد.