herausprügeln
به زور بیرون کشیدن (اطلاعات)، کتک زدن تا وادار به دادن کند
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herausprügeln)
کسی را با ضرب و شتم یا خشونت فیزیکی از مکانی بیرون راندن یا اخراج کردن.
- Die Türsteher prügelten den betrunkenen Gast heraus.متصدیان در مهمان مست را با ضرب و شتم بیرون انداختند.
- Sie versuchten, ihn aus dem Haus herauszuprügeln.آنها سعی کردند او را با کتک زدن از خانه بیرون کنند.
2
Akkusativ (Information) + aus + Dativ (Person)
به صورت مجازی، اطلاعات، اعتراف یا چیزی را با زور، فشار شدید یا بازجویی مداوم از کسی استخراج کردن.
- Die Polizei hoffte, ein Geständnis aus dem Verdächtigen herausprügeln zu können.پلیس امیدوار بود بتواند اعترافی را با فشار از مظنون بیرون بکشد.
- Es ist unmöglich, ihm die Wahrheit herauszuprügeln.بیرون کشیدن حقیقت از او با زور غیرممکن است.