herausprügeln

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌpʁyːɡl̩n/
Worttrennung: her·ausprü·geln
فعل

به زور بیرون کشیدن (اطلاعات)، کتک زدن تا وادار به دادن کند

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas herausprügeln)

کسی را با ضرب و شتم یا خشونت فیزیکی از مکانی بیرون راندن یا اخراج کردن.

  • Die Türsteher prügelten den betrunkenen Gast heraus.متصدیان در مهمان مست را با ضرب و شتم بیرون انداختند.
  • Sie versuchten, ihn aus dem Haus herauszuprügeln.آنها سعی کردند او را با کتک زدن از خانه بیرون کنند.
2 Akkusativ (Information) + aus + Dativ (Person)

به صورت مجازی، اطلاعات، اعتراف یا چیزی را با زور، فشار شدید یا بازجویی مداوم از کسی استخراج کردن.

  • Die Polizei hoffte, ein Geständnis aus dem Verdächtigen herausprügeln zu können.پلیس امیدوار بود بتواند اعترافی را با فشار از مظنون بیرون بکشد.
  • Es ist unmöglich, ihm die Wahrheit herauszuprügeln.بیرون کشیدن حقیقت از او با زور غیرممکن است.