prahlen
پز دادن، لاف زدن، به رخ کشیدن
Beispiele
- Du willst wohl mit deinem neuen Auto ''prahlen''?حتماً میخواهی با ماشین جدیدت پز بدهی؟
Bedeutungen
1
über + Akkusativ
با غرور و خودنمایی درباره چیزی صحبت کردن، خودستایی کردن.
- Er prahlt immer mit seinem neuen Auto.او همیشه با ماشین جدیدش لاف میزند.
- Sie prahlte mit ihren guten Noten.او با نمرات خوبش فخر فروخت.