praktizieren
به کار بستن، اجرا کردن، تمرین کردن، انجام دادن (حرفه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (einen Beruf / eine Religion + praktizieren)
حرفهای را انجام دادن (مثلاً پزشکی)، یا یک دین/عقیده را رعایت و اجرا کردن.
- Sie praktiziert seit zehn Jahren als Ärztin.او ده سال است که به عنوان پزشک طبابت میکند.
- Viele Menschen praktizieren Meditation zur Entspannung.بسیاری از مردم برای آرامش، مدیتیشن را تمرین میکنند.
2
Akkusativ (eine Methode / eine Gewohnheit + praktizieren)
روش، عادت یا رسمی را به کار بستن یا انجام دادن.
- Wir praktizieren strenge Sicherheitsmaßnahmen.ما اقدامات امنیتی سختگیرانهای را به کار میبندیم.
- Es ist eine alte Tradition, die hier praktiziert wird.این یک سنت قدیمی است که در اینجا اجرا میشود.