praktiziren

Aussprache: /prakˈtiːt͡siːrən/
Worttrennung: prak·tizi·ren
Wort

(املای نادرست) تمرین کردن، به کار بستن، اجرا کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (Beruf, Religion)

حرفه‌ای را انجام دادن (مثلاً پزشکی)، یا یک دین/عقیده را رعایت و اجرا کردن.

  • Er praktiziert seit 20 Jahren als Arzt.او ۲۰ سال است که به عنوان پزشک طبابت می‌کند.
  • Sie praktiziert den Buddhismus.او بودیسم را اجرا می‌کند (پیرو بودیسم است).
2 Akkusativ

روش، عادت یا رسمی را به کار بستن یا انجام دادن.

  • Diese Firma praktiziert eine offene Kommunikationspolitik.این شرکت سیاست ارتباطی باز را اجرا می‌کند.
  • Solche Methoden werden heute kaum noch praktiziert.چنین روش‌هایی امروزه تقریباً دیگر به کار گرفته نمی‌شوند.