فعل
خودنمایی کردن، جلوهگر شدن، درخشیدن
معانی و تعاریف prangen:
- به شکلی باشکوه و چشمگیر جلوهگری کردن، درخشیدن، به وضوح نمایش داده شدن.
- (اغلب با "an") چیزی به صورت برجسته و آشکار نوشته یا حک شده باشد.
جملات نمونه برای prangen:
Es war ein schöner, klarer Tag, und über den blühenden Bäumen ''prangte'' die strahlende Sonne.
روزی زیبا و صاف بود و خورشید تابان بر فراز درختان شکوفا میدرخشید.
„Konsequenterweise ''prangt'' vorn im Grill auch kein Seat-Zeichen, sondern besagtes indianisch-germanisches Emblem, kupferfarben wie die Felgen.“
«به تبع آن، هیچ نشان ساتی در جلوی جلوپنجره خودنمایی نمیکند، بلکه همان نشان سرخپوستی-ژرمنی مذکور، به رنگ مس مانند رینگها قرار دارد.»
Das Schloss prangte in vollem Glanz.
قلعه با شکوه کامل خودنمایی میکرد.