prasselten
صدای خشخش میدادند، میریختند (جمع، گذشته)
Bedeutungen
1
kein spezifischer Fall (oft mit Präpositionen wie 'auf' oder 'in')
ایجاد صدای مداوم و تکراری، مانند صدای باران شدید بر روی سقف، صدای سوختن آتش، یا صدای ریزش اشیاء.
- Der Regen prasselte unablässig auf das Blechdach nieder.باران بیوقفه بر سقف فلزی میکوبید و صدای خشخش میداد.
- Das Feuer prasselte im Kamin und verbreitete eine wohlige Wärme.آتش در شومینه غرش میکرد و گرمای مطبوعی را پراکنده میساخت.