einpreisen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌpraɪ̯zn̩/
Worttrennung: ein·prei·sen
فعل

قیمت‌گذاری کردن، لحاظ کردن در قیمت

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einpreisen)

در قیمت چیزی لحاظ کردن یا گنجاندن عوامل یا هزینه‌های آتی، مانند ریسک‌ها، تورم یا هزینه‌های تولید.

  • Die Bank hat die steigenden Zinsen bereits eingepreist.بانک افزایش نرخ بهره را قبلاً در قیمت‌ها لحاظ کرده است.
  • Wir müssen die Kosten für die Lieferung in den Gesamtpreis einpreisen.ما باید هزینه‌های حمل و نقل را در قیمت کلی لحاظ کنیم.