preisgünstig
مقرون به صرفه، با قیمت مناسب، ارزان
Bedeutungen
1
ارزان یا با قیمتی مناسب نسبت به کیفیت یا ارزش آن؛ مقرون به صرفه.
- Wir suchen ein preisgünstiges Hotel in der Nähe des Zentrums.ما دنبال هتلی با قیمت مناسب در نزدیکی مرکز شهر هستیم.
- Dieses Angebot ist sehr preisgünstig, man sollte es nutzen.این پیشنهاد بسیار مقرون به صرفه است، باید از آن استفاده کرد.
- Der Laden bietet preisgünstige Kleidung für Studenten an.این فروشگاه لباسهایی با قیمت مناسب برای دانشجویان عرضه میکند.