preisgekrönt
برندهجایزه، جایزهدار
Bedeutungen
1
چیزی که به خاطر کیفیت، موفقیت یا ارزشش، جایزه یا جوایز متعددی را دریافت کرده است.
- Der Autor las aus seinem preisgekrönten Roman.نویسنده از رمان برندهجایزهاش خواند.
- Das Restaurant wurde für seine exzellente Küche mehrfach preisgekrönt.این رستوران به خاطر آشپزی عالیاش بارها جایزه دریافت کرده است.
- Sie erhielt eine Auszeichnung für ihre preisgekrönte Forschung im Bereich der Medizin.او برای تحقیقات برندهجایزهاش در زمینه پزشکی، جایزهای دریافت کرد.