فعل
(صورتحساب را) نپرداختن و فرار کردن؛ (کسی را) فریب دادن و پولش را ندادن؛ (در مورد کلید) دوبار عمل کردن؛ (بدن) ضربه خوردن/کوبیده شدن
معانی و تعاریف prellen:
- کلاهبرداری کردن، فریب دادن کسی و پول یا چیزی را از او گرفتن
- کوفتگی ایجاد کردن، ضربه خوردن و کبود شدن (معمولاً برای اعضای بدن)
جملات نمونه برای prellen:
Als der Gast die Zeche ''prellte,'' rief der Wirt die Polizei.
وقتی مهمان صورتحساب را نپرداخت و فرار کرد، صاحب رستوران پلیس را خبر کرد.
Nachdem er ihm das Geld geliehen hatte, wurde er um die Rückzahlung ''geprellt''.
پس از اینکه پول را به او قرض داد، در مورد بازپرداخت آن فریب خورد.
Wenn eine Taste einer Tastatur ''prellt,'' dann registriert der Computer bei einem Tastendruck fälschlicherweise zwei oder mehr Tastendrücke.
اگر یک کلید کیبورد 'دوبار عمل کند'، کامپیوتر به اشتباه دو یا چند بار فشار دادن کلید را ثبت میکند.