فعل
با سرعت زیاد حرکت کردن، تاختن، شتابان رفتن
معانی و تعاریف preschen:
- با سرعت زیاد و اغلب بدون فکر قبلی به جلو حرکت کردن یا دویدن.
- چیزی (مانند خبر یا نظر) را به سرعت و اغلب غیرمنتظره اعلام کردن یا مطرح کردن.
جملات نمونه برای preschen:
„Vor einigen Monaten hatte ein 29-Jähriger für Schlagzeilen gesorgt, als er mit 200 Sachen über eine französische Autobahn ''preschte.''“
چند ماه پیش، یک مرد ۲۹ ساله با سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت در یک اتوبان فرانسوی تاخت و خبرساز شد.
Er preschte nach vorne, um den Ball zu erreichen.
او به جلو تاخت تا به توپ برسد.
Das Pferd preschte über das Feld.
اسب در دشت تاخت.