preschten

Aussprache: /ˈprɛʃtn̩/
Wortzerlegung: presch·ten
Konjugierte Form

کوبیدند، غریدند (آنها/گذشته)

Bedeutungen

1 اغلب با حروف اضافه مکانی (مثلاً vor, durch, in)

با سرعت زیاد و اغلب بدون توجه به موانع یا عواقب، به جلو حرکت کردن یا حمله کردن.

  • Die Kavallerie preschte mit lautem Gebrüll auf die feindlichen Linien zu.سواره نظام با فریادهای بلند به سمت خطوط دشمن هجوم برد.
  • Der junge Fahrer preschte mit überhöhter Geschwindigkeit durch die enge Gasse.راننده جوان با سرعتی بیش از حد مجاز از کوچه تنگ گذشت.
2 اغلب با قیدهای حالت یا حروف اضافه (مثلاً vor, zu)

با عجله و بدون تفکر کافی، اظهار نظر کردن یا اقدامی انجام دادن.

  • Er preschte mit seiner Meinung vor, ohne die Argumente der anderen gehört zu haben.او بدون شنیدن استدلال‌های دیگران، با نظر خود پیش تاخت.
  • Sie preschte zu einer voreiligen Schlussfolgerung, die sich später als falsch erwies.او به یک نتیجه‌گیری عجولانه رسید که بعداً اشتباه از آب درآمد.