hervorpreschen
به سرعت بیرون جهیدن، ناگهان ظاهر شدن
Bedeutungen
1
(بدون مفعول مستقیم)
با سرعت و ناگهانی به جلو حرکت کردن یا از جایی بیرون آمدن، اغلب با عجله و بدون فکر.
- Plötzlich preschte ein Auto aus der Seitenstraße hervor.ناگهان ماشینی از خیابان فرعی بیرون جهید.
- Der Hund preschte aus dem Gebüsch hervor, als er die Katze sah.سگ به محض دیدن گربه، از میان بوتهها بیرون پرید.