hervorpreschen

Aussprache: /hɛɐ̯ˈfɔɐ̯ˌpʁɛʃn̩/
Worttrennung: her·vor·pre·schen
فعل

به سرعت بیرون جهیدن، ناگهان ظاهر شدن

Bedeutungen

1 (بدون مفعول مستقیم)

با سرعت و ناگهانی به جلو حرکت کردن یا از جایی بیرون آمدن، اغلب با عجله و بدون فکر.

  • Plötzlich preschte ein Auto aus der Seitenstraße hervor.ناگهان ماشینی از خیابان فرعی بیرون جهید.
  • Der Hund preschte aus dem Gebüsch hervor, als er die Katze sah.سگ به محض دیدن گربه، از میان بوته‌ها بیرون پرید.