abpressen
عصارهگیری کردن با فشار، باج گرفتن، اعتراف اجباری گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus + Dativ
با فشار مایع یا عصاره چیزی را استخراج کردن
- Er presste den Saft aus den Orangen ab.او آب پرتقالها را با فشار گرفت.
- Man kann Öl aus Oliven abpressen.میتوان از زیتون با فشار روغن گرفت.
2
Akkusativ + Dativ
با تهدید و زور از کسی پول یا اعتراف گرفتن
- Die Kriminellen pressten ihm viel Geld ab.مجرمان پول زیادی از او اخاذی کردند.
- Sie versuchten, ein Geständnis von ihm abzupressen.آنها سعی کردند با زور از او اعتراف بگیرند.