preziös

Aussprache: /preˈtsi̯øːs/
Worttrennung: pre·zi·ös
صفت

مصنوعی، تصنعی، اغراق‌آمیز، پر زرق و برق (به شکلی ناخوشایند)

Bedeutungen

1

به‌کاررفته برای توصیف چیزی (مانند سبک، زبان، رفتار) که بیش از حد ظریف، مصنوعی، تصنعی، اغراق‌آمیز و پر زرق و برق است و اغلب ناخوشایند یا غیرطبیعی به نظر می‌رسد.

  • Ihre Sprache war oft zu preziös und künstlich.زبان او اغلب بیش از حد تصنعی و مصنوعی بود.
  • Der Autor wählte einen preziösen Stil, der schwer zu verstehen war.نویسنده سبکی اغراق‌آمیز را انتخاب کرد که درک آن دشوار بود.
  • Die Dekoration war überladen und wirkte eher preziös als elegant.تزئینات بیش از حد بود و بیشتر مصنوعی به نظر می‌رسید تا شیک.