صفت
بدوی، ابتدایی، سادهلوحانه، بیادبانه
جملات نمونه برای primitiv:
Der Homo habilis ist ein ''primitiver'' Mensch.
انسان هابیلیس یک انسان «بدوی» است.
„Roms Einwohnerschaft hatte sich halbiert; die Städte Oberitaliens waren zu ''primitiven'' Wohnformen zurückgekehrt.“
«جمعیت رم به نصف کاهش یافته بود؛ شهرهای ایتالیای شمالی به اشکال زندگی «بدوی» بازگشته بودند.»