primitivisieren
سادهسازی کردن (به شکلی نامناسب یا گمراهکننده)، تقلیل دادن، تقلیلگرایانه کردن
Beispiele
- Beide Strategien sind unvermeidlich defizitär – entweder fehlen relevante Variablen oder sie werden reduziert bzw. ''primitivisiert''.هر دو استراتژی ناگزیر ناقص هستند - یا متغیرهای مرتبط حذف میشوند یا کاهش مییابند یا تقلیلگرایانه میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به شکلی سادهتر، ابتداییتر یا کمتر پیچیده تبدیل کردن، اغلب به معنای سادهسازی بیش از حد
- Man sollte komplexe Sachverhalte nicht primitivisieren, um sie verständlicher zu machen.نباید مسائل پیچیده را برای قابل فهمتر کردن، بیش از حد ساده کرد.
- Die Darstellung primitivisiert die kulturellen Unterschiede und führt zu Missverständnissen.این نمایش تفاوتهای فرهنگی را ابتدایی میکند و منجر به سوءتفاهم میشود.