probefahren
رانندگی آزمایشی کردن، تست رانندگی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک وسیله نقلیه (مانند خودرو یا دوچرخه) را به صورت آزمایشی راندن تا عملکرد آن بررسی شود؛ تست رانندگی کردن.
- Bevor ich das Auto kaufe, möchte ich es unbedingt probefahren.قبل از اینکه ماشین را بخرم، حتماً میخواهم آن را تست رانندگی کنم.
- Wir sind das neue Modell auf der Rennstrecke Probe gefahren.ما مدل جدید را در پیست مسابقه آزمایشی راندیم.