probefahren

Aussprache: /ˈpʁoːbəˌfaːʁən/
Wortzerlegung: pro·be·fah·ren
Wort

رانندگی آزمایشی کردن، تست رانندگی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک وسیله نقلیه (مانند خودرو یا دوچرخه) را به صورت آزمایشی راندن تا عملکرد آن بررسی شود؛ تست رانندگی کردن.

  • Bevor ich das Auto kaufe, möchte ich es unbedingt probefahren.قبل از اینکه ماشین را بخرم، حتماً می‌خواهم آن را تست رانندگی کنم.
  • Wir sind das neue Modell auf der Rennstrecke Probe gefahren.ما مدل جدید را در پیست مسابقه آزمایشی راندیم.