فعل
تمرین کردن، رِپِرسال کردن
معانی و تعاریف proben:
- برای آماده شدن برای اجرا، نمایشنامه، موسیقی یا رقص را تمرین کردن.
- چیزی را برای بررسی عملکرد یا کیفیت آن آزمایش کردن.
- (پزشکی) نمونهای (مثلاً از بافت یا خون) برای آزمایش برداشتن.
جملات نمونه برای proben:
Die Theatergruppe hat den ganzen Tag ''geprobt.''
گروه تئاتر تمام روز تمرین کرد.
Die Theatergruppe ''probte'' die letzte Szene mehrere Male.
گروه تئاتر صحنه آخر را چندین بار تمرین کرد.
„Als Schülerin demonstrierte ich gegen den Golfkrieg, während meines Psychologiestudiums ''probte'' ich mit Häftlingen ein Theaterstück.“
«به عنوان یک دانشآموز، علیه جنگ خلیج فارس تظاهرات کردم، در دوران دانشجویی روانشناسیام با زندانیان یک نمایشنامه را تمرین کردم.»