Wort
پردازش کردن، طی کردن (روند)
معانی و تعاریف processen:
- درگیر شدن در فرآیندهای حقوقی رسمی، به ویژه در زمینه دعاوی مدنی یا کیفری؛ یا به صورت استعاری، به چالش کشیدن یا مورد بررسی قرار دادن رسمی چیزی.
جملات نمونه برای processen:
Die Klägerin entschied sich, den Hersteller wegen Produkthaftung zu prozessieren.
خواهان تصمیم گرفت تا تولیدکننده را به دلیل مسئولیت محصول تحت پیگرد قانونی قرار دهد.
Es ist ein langwieriger Prozess, ein solches Urteil vor dem Obersten Gerichtshof zu prozessieren.
پیگیری چنین حکمی در دیوان عالی کشور، فرآیندی طولانی است.