صفت
عادی، پیشپاافتاده، دنیوی، غیرمقدس
جملات نمونه برای profan:
Das ist ganz ''profaner'' Klatsch, keine bedeutsame Nachricht.
این صرفاً یک شایعه پیشپاافتاده است، نه خبری مهم.
Manche Kirche wird, wenn sie nicht mehr für Gottesdienste benötigt wird, ''profan'' genutzt.
برخی از کلیساها وقتی دیگر برای مراسم مذهبی مورد نیاز نیستند، کاربری غیرمقدس پیدا میکنند.