professionalisieren
حرفهای کردن، تخصصی کردن
Beispiele
- Bei der EM 1961, als der Sport noch nicht ''professionalisiert'' war, spielte ein zehnjähriger Italiener aus Mailand mit – und gewann.در مسابقات قهرمانی اروپا در سال ۱۹۶۱، زمانی که ورزش هنوز حرفهای نشده بود، یک پسر ده ساله ایتالیایی از میلان بازی کرد و برنده شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich
یک فعالیت، سازمان، فرآیند یا فرد را به سطح حرفهای، تخصصی و استاندارد بالا رساندن؛ سازماندهی و کارآمدتر کردن.
- Das Unternehmen professionalisiert seine internen Abläufe, um effizienter zu werden.شرکت فرآیندهای داخلی خود را حرفهای میکند تا کارآمدتر شود.
- Sie hat sich in den letzten Jahren stark in ihrem Fachgebiet professionalisiert.او در سالهای اخیر در زمینه تخصصی خود بسیار حرفهای شده است.