prognostizierbar
قابل پیشبینی، قابل پیشگویی
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آینده آن را با دقت نسبی پیشبینی کرد؛ قابل پیشبینی بودن.
- Das Wetter ist heute leider nicht sehr prognostizierbar.متأسفانه هوای امروز خیلی قابل پیشبینی نیست.
- Die Entwicklung des Marktes ist relativ gut prognostizierbar.روند بازار نسبتاً خوب قابل پیشبینی است.
- Seine Reaktionen sind kaum prognostizierbar, er ist sehr unberechenbar.واکنشهای او به سختی قابل پیشبینی است، او بسیار غیرقابل پیشبینی است.