proletarisieren
پرولتاریزه کردن، فقیر کردن، به طبقه کارگر تبدیل کردن
Beispiele
- Die Industrialisierung ''proletarisierte'' das Volk.صنعتی شدن مردم را پرولتاریزه کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
افراد یا گروههای اجتماعی را به طبقه کارگر (پرولتاریا) تنزل دادن، به ویژه از نظر اقتصادی و اجتماعی.
- Die Wirtschaftskrise hat viele Menschen proletarisiert.بحران اقتصادی بسیاری از مردم را پرولتاریایی کرده است.
- Durch den Verlust ihrer Existenzgrundlage wurden ganze Bevölkerungsschichten proletarisiert.با از دست دادن منبع امرار معاش، تمام اقشار جامعه پرولتاریایی شدند.